دلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که میسوزد

دلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که میسوزد
نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری
مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری
تمام عمر بستیم و شکستیم به جز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
عجب آشفته بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا
چه رنجی از محبتها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم
نگاه آشنا دراین همه چشم ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم
سبک باران ساحلها ندیدند به دوش خستگان باریست دنیا
مرا در موج حسرتها رها کرد عجب یار وفاداریست دنیا
عجب آشفته بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا
میان آنچه باید باشد و نیست عجب فرسوده دیواریست دنیا
عجب خواب پریشانیست دنیا عجب یار وفاداریست دنیا
عجب دریای طوفانیست دنیا عجب آشفته بازاریست دنیا
عجب یار وفاداریست دنیا عجب دریای طوفانیست دنیا....
دیدگاه ها (۲)

دلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که میسوزدنه دیداری نه بیداری ...

🍁🍁🍂🍂

اگر یارای آن داشته باشم که یک تن را از رنج برهانمیا دردی را ...

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم” یا شاید اصلا به...

داریوشدلم تنگ است دلم میسوزد ازباغی که میسوزد نه دیداری نه ب...

دلم تنگ استدلم می‌سوزد از باغی که می‌سوزدنه دیداری نه بیداری...

چه رنجی از محبتها کشیدیمبرهنه پا به تیغستان دویدیمنگاه آشنا ...

دلم تنگ است دلم می‌سوزد از باغی که می‌سوزد نه دیداری نه بیدا...

دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری...

دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری...

دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری...

دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری...

دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط