من نمک گیر لبان شور و شیرین توام

من نمک گیرِ لبانِ شور و شیرینِ توام
شاعرِ شوریده یِ موهایِ پرچینِ توام

قصه گویِ خوابِ شب هایِ سیاهِ چشمِ تو
عاشقِ گلگونه هایِ سرخ و رنگینِ توام

بودنم در بودنت معنای بودن را گرفت
در نبودت ابری ازغمهای نمگینِ توام

من لبالب از لبانت بوسه ها برچیده ام
مست ازآن پیمانه های خنده آگین توام

تو مسیحایی و با هر دم مرا زنده کنی
تو اهورایی و من آتشگه دین توام

تو دعایِ مستجابی ، در نیازِ چشمِ من
من پیاپی در پیِ پیکی از آمین توام
دیدگاه ها (۵)

ای که از چشم من احساس مرا می خوانیاحتیاجی به سخن نیست ،خودت ...

کنار پنجره محو شقایق می شوم گاهیچه پنهان از شما من نیز عاشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط