فیک《 bad boy 》

فیک《 bad boy 》
p*۲۰*

پ/ک(یعنی پدر کوک): سلام پسرم
کوک: سلام پدر
پدر کوک یک نگاه سوالی به ا/ت کردو و کوک گفت: اون دوستمه این جند روز پدرو مادرش نیستن مجبوره بیاد اینجا
ا/ت: س...سلام پدر جان
پ/ک: سلام دخترم
کوک: پدر جان اگ کار ندارین ما بریم اتاق بالا
پ/ک: هردوتون تو یک اتاق!؟؟
کوک: ام خو ما تو خوابگاه باهم بودیم نترسید کاری نمیکنیم
پ/ک: پدصگ مگ قراره کاری کنی ک انقد بل بل زبونی میکنی؟!
ا/ت: اهههه پدر جلن شما بفرمایید ما خودم. ن میریم و نگران نباشید خودم حواسم هست😂
پ/ک: ب خاطر روی خوش شما باش
کوک: خداحافس
ا/ت: خدانگهدار پدر
پ/ک: فعلا
.............
ا/ت: وایییییییی نزدیک بود بزنم زیر خندهههه
کوک: همچنینننننن
هردوشون زدن زیر خنده حضوری ک لوستر ب لرزش افتاد
خدمتکار: اقای جئون لدفن با دوستتون بیاید پایین غذا آمادست
کوک: چشم الان میایم
خدمتکار: چشمتون بی بلا(با شیطنت)
*کوک یک نیشخند حالت خجالتی زدو با ا/ت رفتن پایین
کوک: حواست باشه درست حسابی غذا بخوری مجلسی
ا/ت: باش بابا من الان مث سگگگگ گشنمه فق ببند
کوک: باش شیکمو
ا/ت: هع هع با نمک
پ/ک: بچه ها بیاین پایین دیگ
کوک: چشممم
ا/ت: حتماا
.........
کوک: پدر میخام یک قضیه ای براتون بگم
پ/ک: بفرما
ا/ت: کوک الان وقتش نیس ک بگی
کوک: نگران نباش
پ/ک: میگی یا ن؟!؟
کوک: پدر.... ما.... ما.... ما قرار میزاریم......

نویسنده: @blink_black_pink_jiso


بنظرتون ری اکشن پدرش جچوریه؟!
ببینم کی درست میگه:) ✓

فعلا خماری در كمین است☺️😂

#سناریو
#فیک
#اسمات
#تک_پارتی
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۳)

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

عشق بی پایان

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط