My dady

My dady

پارت①



سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشهه
ات:......
سانا: هوی خره باتوام بگوو
ات: خفه شو دیگهه
سانا: سوال ۵ چی میشههه، خب ۷رو بگوو
ات:.....


«ویو سانا،زنگ تفریح»


سانا: چیییییی
ات: اروم باباا گوشمو کر کردی..
سانا: تو الان باید به من بگی؟
ات: مگه باید میگفتم
سانا: یااا من دوست توام....
ات: خب؟
سانا: خرررر یعنی تو نباید به من میگفتی که دوست پسر داری؟
ات: بنظرم لازم نبود!
سانا: یعنی چی آخهههه، تو باید به من میگفتی که دوسـ......
ات: چرا «باید» به تو میگفتم؟
سانا: خب...خب...
ات: حالا که فهمیدی، اینارو ولش کن زود باش بریم سلف.
سانا: پوفففف «موهای تو صورتشو فوت کرد» بریم.

الان چیکار کنم من به داداش قول دادم...

«فلش بک»

با خوشحالی از رو تخت بلند شدم و به سمت اتاق داداش رفتم، در زدم و وارد اتاق شدم

سانا: اوپااا
تهیونگ: کاری داری عزیزم؟
سانا: اوهوم، خب...میگم که تو احیاناً دوست دختری، چیزی نمیخوای؟
تهیونگ: نه...
سانا: چراااا؟؟


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

پارت ۸ کلا پارت ها شماره هاش اشتباه شده ببخشید

پارت چهارم من عاشق دشمنم شدم رمان جیهوپ

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط