دومین باری که دیدمش

دومین باری که دیدمش
نگاهم توی صورتش چرخید و چرخید
یهو قفل شد توی دریای چشماش نه اینکه چشماش آبی باشه نه
دلبر چشم و ابروهاش مشکیه مشکیه
ولی این جفت چشمای مشکیش تو خودش غرقم کرد
قلبم تند زد
نفس تنگ اومدو
یهو دلم ریخت تو چشماش

آخ چشماش...
دیدگاه ها (۲)

بوی تو میدهد آغوش خالی ام

دلتنگی همچون بیدی‌ست که به تارُ پود قلبت نفوذ میکند و ذره ذر...

₍₍فصل عوض می‌شودجای آلو را خرمالو می‌گیردجای دلتنگی رادلتنگی...

یه وقتا با خودم میگم ، کاش گوشایِ آدم قابلیت ضبط صدا داشت او...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.27{ارتوش}کنارش نشستم ب...

Part. 3 Trust که هیونجین با داد گفت : تو از الان به من خدمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط