داغی که تمدید شد

داغی که تمدید شد
بغضی که دوباره راه گلو را بست
اشکی که بی اختیار رویِ گونه ی این ملت نشست
این ملتِ تنها، این ملتِ بیچاره
که جانشان بی ارزش ترین کالای سرزمین است...
به ثانیه های آخر می اندیشم
به واژه ی سقوط
به لحظه ای که تمام امیدها قطع شد
به مادری که فرزندش را در آغوش کشید
به پدری که غرق شد در نگاه آخر دخترش هنگام خداحافظی
به مردی که همسرش را برای یک عمر تنها گذاشت
به عاشقی که آخرین تصویر ذهنی اش، چشمان نگران معشوقه اش بود
به لب های لرزان کودکی که مچاله شده بود از ترس
به خلبانی که مرگ را مقابل چشمانش دید
به فریادهای کمک...
خدایا مگر در آسمان نیستی ؟
نشنیدی التماسشان را ؟
مگر آرزو نداشتند ؟
مگر چشم انتظار نداشتند در خانه هاشان؟
چرا به دادشان نرسیدی ؟
خدایا اصلا حواست به ما هست ؟
به ما که مانده ایم برای کدام مصیبت گریه کنیم
به ما که نمیدانیم اندوه کدام غصه را به دوش بکشیم
به ما که تنها گناهمان
زیستن در این اقلیم بی مسئولیت است...
دیدگاه ها (۱)

داغی که تمدید شدبغضی که دوباره راه گلو را بستاشکی که بی اختی...

تسلیت حقیرترین واژه است برای بیان داغی که بر دل نشسته از فا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿گریه هامو پس میگیرم دروغاتم مال خودتد...

Harley

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿هزار درد فرستادیم به جان، لیکنچو آمدی...

امام على عليه السلام:هنگامی که باران حسادت ببارد، فساد می رو...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿در این سرای بی‌کسی کسی به در نمی‌زندب...

دلم میخواست بهش بگم هنوزم دوسش دارم...که هنوزم براش میمیرم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط