شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار

شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار

باز هم پنجره‌ای در دل سیمانی ماست

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

پشت خرمن های گندم، لای بازو های بیدآفتاب زرد کم کم رو نهفت ....

دل راچنان به مهر تو بستمکه بعد از این دیگر هوای دلبر دیگر نم...

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییمبا دوست بگوییم که او محرم راز ...

هر چند که از آینه بی‌رنگ‌تر است از خاطر غنچه‌ها دلم تنگ‌تر ا...

چشمه‌ای در حوالی دل ماستگریه‌ی ما زلالی دل ماست می‌شناسیمش ا...

میگن پنجره دل آدمهای مهربونرو بخدا باز میشه از اون پنجره یاد...

ای دل آواره بیاای جیگر پاره بیا گر ره در بسته بود از ره دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط