من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنم

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنم
می سوزم و بهر تسلای جگر دف می زنم

در بند گیسوی توام ، زنجیری موی توام
چون بر نمیآید ز من ،کاری دیگر دف می زنم

امشب منم مهمان تو ، دست من و دامان تو
یا قفل در وا می کنی ، یا تا سحر دف می زن

من موج از خود رانده ام ،کز بحر بیرون مانده ام
تا ساحل آغوش تو ، بی پا و سر دف می زنم
دیدگاه ها (۱)

من تمـــــام شــــــــعرهایم رادر وصــــــــف نیامدنت ســـــ...

چه کسی میگوید که گرانی شده استدوره ی ارزانیستدل ربودن ارزاند...

خیابانهای تنهایی دلی ولگرد می خواهد!و آوازم بدون تو سکوتی سر...

رسیده ای که برایم جنون رقم زده باشیخدا کند که چنان عشق، بر س...

*ای دیده، بدار ماتم دل کو در خطری فتاد مشکل خون شد ز فراق ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط