خوناشام خشن من
خوناشام خشن من
بعد از قطع کردن تلفن به سمت قسمت متروکه جنگل یعنی جنگل تاریک رفتم
یکم که نزدیک شدم
دیدم به مه به صورت یه مرز دو قسمت جنگل رو جدا کرده .....خیلی عجیب بود
دستمو گذاشتم رو مه که جای دستم و اطرافش رو روی مه رنگ آبی گرفت (انشاالله که فهمیدید)
داشتم فکر میکردم که صدای نگهبان اومد
نگهبان :ببینم کسی اونجا هست ؟
هرچه بیشتر میگزشت صداش نزدیک تر میشد و نور چراغ قوش بیشتر معلوم میشد
ناگهان مستقیم به داخل مه خودمو رها کردم ....
دیگه صدای مرد نمی آمد اما نور چراغ قوه اش روی مه پیدا بود
چشمم رو از دیواری که از جنس مه بود و جلوم بود گرفتم
و به جنگل پشت سرم نگاه کردم
ترسناک بود
درخت های بلند و صدای زوزه گرگ ها
این عوامل جو رو ترسناک تر میکردن
به آسمان نگاه کردم
اینجا ماه قرمز رنگ دیده میشد
به زیبایی ماه سرخ نگاه میکردم
که ناگهان .....
بعد از قطع کردن تلفن به سمت قسمت متروکه جنگل یعنی جنگل تاریک رفتم
یکم که نزدیک شدم
دیدم به مه به صورت یه مرز دو قسمت جنگل رو جدا کرده .....خیلی عجیب بود
دستمو گذاشتم رو مه که جای دستم و اطرافش رو روی مه رنگ آبی گرفت (انشاالله که فهمیدید)
داشتم فکر میکردم که صدای نگهبان اومد
نگهبان :ببینم کسی اونجا هست ؟
هرچه بیشتر میگزشت صداش نزدیک تر میشد و نور چراغ قوش بیشتر معلوم میشد
ناگهان مستقیم به داخل مه خودمو رها کردم ....
دیگه صدای مرد نمی آمد اما نور چراغ قوه اش روی مه پیدا بود
چشمم رو از دیواری که از جنس مه بود و جلوم بود گرفتم
و به جنگل پشت سرم نگاه کردم
ترسناک بود
درخت های بلند و صدای زوزه گرگ ها
این عوامل جو رو ترسناک تر میکردن
به آسمان نگاه کردم
اینجا ماه قرمز رنگ دیده میشد
به زیبایی ماه سرخ نگاه میکردم
که ناگهان .....
- ۱.۷k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط