به ســر شوق سر کوی تو دیرُم

به ســر شوق سر کوی تو دیرُم
به دل مــــــهر مه روی تو دیرُم
بـت من کـــعبه‌ی مـن قبله‌ی من
تویی هر سو نظر سوی تو دیرُم

تو که نازَنده بالا دلربایی
تو که بی سُرمه چشمون سُرمه سایی
تو که مشکین دو گیسو در قفایی
به مو گویی که سرگردون چرایی؟

بمیرُم تا تو چشم تر نبینی
شرار آه پر آذر نبینی
چنان از آتش عشقت بسوزم
که از مو رنگ خاکستر نبینی


📝 #باباطاهر🫀
دیدگاه ها (۰)

فواره وار سر به هوایی و سر به زیر!چون تلخی شراب دل آزار و دل...

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد,دلشوره ی ما بود، دل آرام جها...

فردا برای هيچ‌كس تضمين نشده است، پير يا جوان...شايد امروز آخ...

عاقبتهجومِ ناگهانِ عشقفتح می‌کندپایتختِ درد را …...........#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط