میرسم،اما سلام انگار یادم میرود
میرسم،اما سلام انگار یادم میرود
شاعری آشفتهام هنجار یادم میرود
با دلم اینگونه عادت کن بیا بر دل نگیر
بعد از این هرچیز یا هرکار یادم میرود
من پر از دردم پر از دردم پر از دردم ولی
تا نگاهت میکنم انگار یادم میرود
راستی چندیست میخواهم بگویم بی شمار
دوستت دارم ولی هر بار یادم میرود
مست و سرشاری زعطر صبح،تا میبینمت
وحشت شبهای تلخ و تار یادم میرود
شب تو را در خواب میبینم همین را یادم است
قصه را تا میشوم بیدار یادم میرود
من پر از شور غزلهای توام اما چرا
تا بدستم میدهی خودکار یادم میرود؟؟؟
نجمه زارع
شاعری آشفتهام هنجار یادم میرود
با دلم اینگونه عادت کن بیا بر دل نگیر
بعد از این هرچیز یا هرکار یادم میرود
من پر از دردم پر از دردم پر از دردم ولی
تا نگاهت میکنم انگار یادم میرود
راستی چندیست میخواهم بگویم بی شمار
دوستت دارم ولی هر بار یادم میرود
مست و سرشاری زعطر صبح،تا میبینمت
وحشت شبهای تلخ و تار یادم میرود
شب تو را در خواب میبینم همین را یادم است
قصه را تا میشوم بیدار یادم میرود
من پر از شور غزلهای توام اما چرا
تا بدستم میدهی خودکار یادم میرود؟؟؟
نجمه زارع
- ۱.۳k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط