عشقی دردناک

عشقی دردناک
p¹⁴
کوک نگاهم کرد. چشمام رو دید. سریع دوید سمتم. دستم رو گرفت. نیوفتم.

+عزیزم...(دستش رو گذاشت رو گونه‌ام انگشتاش سرد بودن. صورتش پر از ترس بود)

_... (فقط گریه می‌کردم. حرفم نمیومد)

کوک برگشت. به یونا نگاه کرد. نگاهش عوض شد. از ترس به عصبانیت.

+برو بیرون. دیگه نمی‌خوام ببینمت. تموم شد. تموم شده بود از همون روز اول که رفتی. تو منو ول کردی. یادت رفت؟

یونا خندید. یه خنده سرد. یخ.

&باشه. (کتش رو مرتب کرد) ولی این تموم نشده کوک. تو هنوز مال منی. مطمئن باش.

و رفت. در رو محکم بست.

سکوت

من وایستاده بودم. زانوهام دیگه طاقت نیاوردند. داشتم می‌افتادم که کوک دستم رو محکم گرفت.

+آروم باش عزیزم...من اینجام.

دستم رو گرفت. آروم. با احتیاط. برد سمت مبل. خودش نشست. بعد منو بلند کرد. مثل یه بچه. و گذاشت رو پاهاش.

صورتم رو شونه‌اش گذاشتم. اشکام داغ داغ می‌ریخت رو لباسش. دستش رو گذاشت رو کمرم. محکم. با دست دیگه موهام رو نوازش کرد.

+عزیزم... ببین. به چشمام نگاه کن.

سرم رو بلند کردم. چشماش پر از عشق بود. پر از نگرانی.

+من پیشتم. تا همیشه پیشتم. نمی‌ذارم هیچکس بهت صدمه بزنه. قول می‌دم.

_...من ازش می‌ترسم کوک.

+می‌دونم. ولی من نمی‌ذارم نزدیکت بشه. بهش می‌گم اگه بیاد پلیس صدا می‌کنم.

_ولی اون... اون تو رو بوسید.

صداش شکست. اشک دوباره اومد.

کوک دستش رو گذاشت زیر چونه‌م. صورتم رو بالا گرفت.

+نگاه کن. اون بوسه هیچ معنی‌ای نداشت. من نتونستم سریع واکنش نشون بدم. ولی اگه دوباره تکرار بشه، خودم می‌زنمش. تو تنها کسی هستی که می‌خوام. فقط تو.

لبم رو بوسید. آروم. بعد گفت:

+دوستت دارم ا.ت. از همون شب اول. از همون لحظه که دیدمت. فقط تو.

هق هق کردم. سرم رو گذاشتم رو سینه‌اش. صدای قلبش رو می‌شنیدم. آروم. قوی. امن.

۲۰ دقیقه همینطور موندیم. من روی پاهاش. دستاش دورم. هیچکس حرف نزد. فقط بغل. فقط عشق.

بعد یهو کوک خندید. آروم.

+می‌دونی چیه؟

_چی؟

+احمقانه‌ست. ولی خوشحالم که اومد.

نگاهش کردم. با اخم.

+نه به خاطر اون. باهوش شدم که بفهمم چقدر دوستت دارم. وقتی ترس تو رو دیدم، فهمیدم آماده‌ام برای تو بجنگم. با هرکس. با هر چی.

لبخند زدم. لبخند کوچیک. ولی واقعی.

_...احمقی تو.

+می‌دونم. (خندید) ولی احمق خودت.

و بوسیدمش. این بار خودم. نه یونا. نه هیچکس. فقط من و کوک.

صدای زنگ گوشی کوک بلند شد. نگاه کرد.

&هنوز دوستت دارم کوک. اون دختره هیچی نیست...تو هنوزم مال منی بهت نشون میدم اون دختره هرزه هست

دلم دوباره فرو ریخت. ولی این بار محکم‌تر بودم.

+بلاکش می‌کنم.

_...باشه.

و بلاکش کرد. جلوی چشمام.

بعد برگشت. نگاهم کرد.

+حالا فقط من و تویی. هیچکس دیگه.

و دوباره بغلم کرد. محکم. انگار می‌خواست تمام ترسام رو با بغلش نابود کنه.

هنوز روی پاهاش بودم. دستاش دور کمرم. سرم رو سینه‌اش.

همونطور موندیم. توی سکوت. توی عشق.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵۲)

عشقی دوبارهp¹⁵سکوت اتاق رو فرا گرفته بود، اما این بار اون سک...

https://wisgoon.com/p/DE68UWHBYWhttps://wisgoon.com/p/PX4IN4...

عشقی دوبارهp¹³با لباسای کوک اومدم خونه هنوز کلید توی قفل نچر...

عشقی دوبارهp¹²÷دختره عباس آبادی مگه نمیگم جواب بده از دیشب ت...

تو مال منی...p11 (آخر)

#چندپارتی#هان#استری_کیدز{Mafia in my home}part¹⁰.....ویو هان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط