ان شب نفسم , بوی تنت را می داد

ان شب نفسم , بوی تنت را می داد

بوی بوسه های داغ ان لبت را میداد

بوی عطری ک نشسته برسروصورت من

بوی ساییدن عطر پیرهنت را میداد

ان شب تن من, داغ شد از هورم تنت

مژده ذوب شدن, در بدنت را میداد

درخیال تو دگر سوخت همه جان وتنم

این چه اتش ک وصال تومنت را میداد

دیگر ان حادثه , تکرار نشد در نظرم

حذر از دیدن ان , تاب و تبت را میداد

دل مجنون ک گرفتار بهجران شده بود

بوی عطر خاطرات, ان شبت را میداد

دیدگاه ها (۱)

کاش میشدکه در آن لحظه عریان شدنتبتوانم لب خود را بزنم بر دهن...

⏳🍀روزی روزگاری🍀⏳

صدای پای تو در گوش کوچه ها جاری ستو گریه آخر این ماجرای تکر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

معصومعلی مسکینی

♡♡نگو جات خالیه و دلتنگتمبگو....🫀🤌#مخاطب‌خاص#خاص#ویسگون #لای...

در آغوشم بگیر، بدون آن که بخواهی اندوهم را برایت توضیح دهم.#...

من تو رو با همه دنیا عوض نمیکنم 😍👌👏👏👏تقدیم نگاه قشنگتون مهرب...

میگن به هرچی بخندی سرت میاد مگه من به غم دیگران خندیدم که ای...

و گاهی سڪوت می‌ڪنمنه از سرِ نبودِ حرفڪه از سرِ سنگینیِ واژه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط