خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی ام

خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی ام
ظاهری آرام دارد باطن طوفانی ام

مثل شمشیر از هراسم دست و پا گم می کنند
خود ولی در دستهای دیگران زندانی ام

بس که دنبال تو گشتم شهره ی عالم شدم
سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانی ام

می زند لبخند بر چشمان اشک آلود شمع
هر که باشد باخبر از گریه ی پنهانی ام

هیچ دانایی فریب چشم هایت را نخورد
عاقبت کاری به دستم می دهد نادانی ام



💕 💕
دیدگاه ها (۱)

مثلِ یک اتفاقِ خوبدرست بیفت وسطِ زندگی امطوری که اگرخواستم ه...

زنی‌که به سکوت‌می‌رسد کم‌ توقع نیست نمونه یا قانع نیست فقط ب...

گاه دلـــــــم میگیرد ازصداقتـــــم که نمیدونم لایق کیست...گ...

هِیـچ کسِ دِلٍـشٍ نٍمٍـیخِوأّهِدِأّزِ غٍـمٍ بِنٍویـسِدِ...أّ...

خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌امظاهری آرام دارد باطن طوف...

🙃🎋👌خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌امظاهری آرام دارد باطن ...

خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌ام ظاهری آرام دارد باطن طو...

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیمظاهری آرام دارد باطن طوفانیمم...

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیمظاهری آرام دارد باطن طوفانیم ...

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیم ظاهری آرام دارد باطن طوفانی...

خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی امظاهری آرام دارد باطن طوف...

خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی امظاهری آرام دارد باطن طوف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط