نمی دانم تو را امشب بِدِل مهمان کنم یا نه؟

نمی دانم تو را امشب بِدِل مهمان کنم یا نه؟
همه درد وغم ِخود را به تو عنوان کنم یا نه؟
تمام ِنامه هاییکه به تودادم نخواندی را
من امشب از نگاه ِتو کنون پنهان کنم یا نه؟
لبانت را که بگشایی چه قندی از لبت ریزد
کمی از قند ِلب ها را پر ِقندان کنم یا نه؟
چگونه میشود روزی تودر آغوش ِمن باشی
درآغوشت من این جان را بتوقربان کنم یانه؟
میان جمع ِ گلها تو گل زیبای ِمن بودی
تو را خوشبوترین عطر ِگل ِکاشان کنم یا نه؟
چه پُل هایی به سوی تو زدم نزدیک توباشم
همه پل های ِپشتم را بگو ویران کنم یا نه؟
زمان ِرفتنت قلبم دچار ِ فقر و بحران شد
بگو با مقدمت فکری به این بحران کنم یا نه؟
قدم بر دیده ام بگذار و شهرم را چراغان کن
زبان واکن شمیران را کنون استان کنم یا نه؟
بیا نزدیک ِمن بنشین بگو حرف ِدل ِخود را
من آیا شکر ِاین وصلت به آن یزدان کنم یانه؟
دیدگاه ها (۵)

شاید روزے بے خبر دیگر پست نگذارم... دلم مےخواهد ترانہ‌ے...

میل بوسه از لبت دارد دل احساسی ام!وای! دل دل میکنم درگیر ...

چه بی بهانه آمدی به خلوت شبانه امبرایم آرزو شدی بهار عاشقانه...

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جاییمست با این، بغلِ آن شد...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟱تهیونگ: مامان گفتم که مهم ...

KIM V

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط