از در بالا رفتم وُپلهها را باز کردم. لباسخوابم را خواندم وُ دکمهی دعایم را بستم.ملافهام را خاموش کردم وُچراغ را رویم کشیدم.از دیشب که مرا بوسیده قشنگ قاطی کرده ام. بروس لَنسکی