بهش گفتم :

بهش گفتم :
بهش بگو دوستش داری
بهم گفت :
خیلی میترسم،
میترسم از غروری که به باد بره،
از تمسخری که ممکنه تو نگاهش بشینه
میترسم...
بهش گفتم :
ترس برادر مرگه...
نگو تا روزی هزار بار بمیری :)
#بلو_لوتوس
دیدگاه ها (۳)

ادامهدامیان:انی من میرم پیش دمیتروسانیا:باش ولی داداشت دیشب ...

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

سناریو جونگکوک

قسمت ده

این یه آهنگ روسیه... که به حرف خیلی ساده ولی عمیق میزنهگاهی ...

رمان مافیایی کوکی

پارت ۴۰ لینا بعد از دعوا برگشت پیش سوفیا.سوفیا با تعجب نگاهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط