دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پولکی که سوغاتی بیاره الان واسمون مهمون اومده مامانم خونه نبود زنگ زده میگه : چای دم کن بعد برو توی اتاق من توی کمد لباسام پشت چمدون سیاهه یه بالش آبیه اونو ور دار
زیرش یه ساک قهوه ایه
توی ساک قهوه ایه یه ساک زرشکیه
از توی اون یه بسته سوهان عسلی بردار بزار جلو مهمون تا من بیام
دیدگاه ها (۳)

یه رفیقی دارم دور از جونتون!! وقتی از رستوران میاد بیرون یه ...

یه زن عمو دارم، یه جفت دو قلو داره که انگار از وسط نصفشون کر...

شيكه ؟

درپی حرف و حدیث های انتقال پایتخت:زود تر معلوم کنید پایتخت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط