هيچ وقت قمار نكردم جز يك بار....

هيچ وقت قمار نكردم جز يك بار....

آن روز كه روي چمنها هر كدام گل سرخي در دست داشتيم....

گلها را به هم داديم و باز هر كدام گل سرخي در دست داشتيم....

گل من را بوييدي و بازي را شروع كردي....

گفتي :من مال تو ام و تو ؟

گفتم: من هم مال تو ام....

بازي تمام شده بود و نتيجه ها معلوم....

من خودم را به تو باختم تا تو را بردم ، و تو خود را باختي براي من....

ديگر هرگز قمار نميكنم....

من ديگر معني ندارم كه ببازم من ديگر مال تو ام....

گل سرخي دارم كه در باغچه ي قلبم براي هميشه كاشته ام....
دیدگاه ها (۱)

ابتدایش روایت ندارد...بهانه های آرامش مان که ته کشید,کمی بر ...

هیچ چیزی از تو نمی خواستم, عشق من.....! فقط می خواستم , د...

یه روز بهم گفت:میخام باهات دوست بشم...آخه من اینجا خیلی تنها...

به سلامتی من... منی که الان دلم واسه یه بی معرفت تنگه... م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط