من پر از دردم بیا ،یک ذره دلداری بده

من پر از دردم بیا ،یک ذره دلداری بده
فصل پایانی به این دوری اجباری بده

لحظه های من اسیر غم شده یک دم بیا
رنگ و بویی تازه به ساعات تکراری بده

بیت بیت شعرهایم را نگاهت آفرید
با نگاهی شاعرم کن باز هم یاری بده

بی تو هردم اشک بر چشمان من مهمان شود
باز آ ،من را نجات از این همه زاری بده

خسته ام از فاصله،دیگر زپا افتاده ام
ناتوانم کرده ای ،قول پرستاری بده

باز هم رؤیاست با تو گفتگو گر می کنم
بارالها فرصتی در وقت بیداری بده..
دیدگاه ها (۳)

ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ... ﻧﻤﯽ ﺑﺨﺸﺪ ﮐﺴﯽﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﭘﺮ ﻣﻬﺮ ﻣﯽ ﺧﻮ...

من پیر شدم، دیر رسیدی، خبری نیستمانند من آسیمه سر و دربدری ن...

امشب غزل با نام باران می نویسمبا دلخوری های فراوان می نویسما...

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها تازه فهمیدم که غمخواری ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط