نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی

نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی
که ما را بیش از این طاقت نماندست آرزومندی

👤 سعدی
دیدگاه ها (۱)

گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیستور تو پنداری مرا بی‌تو ...

زلف او برده قرار خاطر از من یادگاریمن هم از آن زلف دارم یادگ...

به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جانبلا و محنتی شیرین که جز...

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانیبه گلزار آی کز بلبل غزل...

شعرخوانی ناصر فیض برای رهبر شهید

*ای پادشه_خوبان داد از غم_تنهایی

سعدی میگه،.. بر لب جوی بنشین و گذران عمر ببین، شاه اوغلان(حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط