پنجره باز بود

پنجره باز بود
باران می امد
چشمها منتظر به راه
پاییز اما
رفته بود
#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۳۲)

سَـَـَـَـَوَگَنَدَ بَہَ نَاَمَتَـَـَـَ کَہَ تَـَـَـَـَـَـَـَ...

بَوَسَهَ اَیَ دَاَدَ بَهَ مَنَ، عَرَشَ خَدَاَ رَیَخَتَ بَهَم...

من حواسم به همه جمعِ ولی پرتِ تواَم!...❤ ◦•●◉✿❤ N❤ ️✿◉●•◦

من سخت نمیگیرم ،سخت است جهان بی #تُ ...!❤

جهت تغییر وایب و رول 🌀باز باران آمد...چترش را بر سر غریبه‌ها...

چشمها را بايد شستجور ديگر بايد ديد چترها را بايد بست زير بار...

هر کجا هستم٬باشم‌آسمان مال من استپنجره٬‌فکر٬‌هوا‌٬عشق‌زمین م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط