درخواستی

درخواستی
عضو هشتم
Part:¹¹
/خوب ما آزمایش ها رو گرفتیم و متوجه شدیم که بچه برای شماست
جیمین برای لحظه ای چشماش رو بست انگار میخواست
این ملودی نایاب و ظبط کنه باورش نمیشد
فکر میکرد رایا جندس و برای همین ازش پنهان کرده بود اما حالا هم پشیمون بود و هم خوشحال پشیمون برای این که رایا رو زود قضاوت کرد خوشحال بود برای این که حاصل عشق شون یه بچست خوشحال بود که داشت بابا میشود
+میتونم ببینمش؟
/بله آقای پارک فقط چون تازه بهوش اومدن مواضبشون باشین
+چشم
قدم هاش رو تند تر کردن تا به اتاق رسید و رایا رو دید فرشته کوچولوش بی جون رو تخت بود رفت کنارش و روی صندلی کناریش نشست و دستاش رو توی دست های خودش گرفت
+خوشگلم ؟؟ خانومم؟؟
چشم های رایا نمیه باز بود
جیمین جوابی ازش نشنید که خودش لب زد
+عزیزم ببخشید زود قظاوتت کردم
-جیمین ( بی حال)
+جانم؟؟
-یعنی دیگه فکر نمی کنی که من به خاطره این داشتم ازت پنهان میکردم که بچه از خودت نیست ؟
+ نه قشنگم
گوشیش زنگ خورد دوباره همون بنگ شی هیوک دیوونه بود
+الو؟
بنگ شی هیوک : فکر می کنم می‌دونی برای چی زنگ زدم نامجون بهت گفته
+چی ؟ اگه اون موضوعه که باید بگم نه زندگیه خودمونه به تو ربطی ندارع من بچمون رو سقط نمی کنم
با این حرف جیمین
تن رایا لرزه افتاد
کل افکارش این بود که باید سقطش کنم ؟ بچه ای که باهاش زندگی کردم چهار ماه ؟
بنگ شی هیوک: نه نه جیمین پس قرار داد فسخ میشه ( پوزخند)
+فسخ میشه ؟ اگه میتونی انجامش بده ببین ارمیا چیکار میکنن باهات ( قطع کرد )
-جیمین میخوای بچمون و سقط کنیم ؟ من نمی زارما بهت گفتم من نمی زارم
+ عزیزم آروم باش بنگ شی هیوک یه چیزی برای خودش گفت خوب؟ ما قرار نیست این کارو کنیم آروم باش تا من برم کارای ترخیصت رو انجام بدم بریم
برای رایا مثل یه کابوس شده بود کلمه سقط‌
راستی پارت بعد پارت اخرهه #جیمین
دیدگاه ها (۶)

درخواستی عضو هشتم کلمه سقط برای رایا مثل کابوس شده بودکار ها...

فیک جدید 🎀درخواستی وقتی بیماری قلبی داری اون کاپل : جونگ کو...

درخواستی عضو هشتم Part:¹⁰با چیزی که تو اخبار دید شوکه شد دس...

درخواستی عضو هشتم Part: ⁹رایا حالا دیگر حاضر بود بمیرد اما د...

کجدرخواستی عضو هشتم Part:⁴+رایا چت شده ها؟ _چیزی نپرس فقط بز...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط