ترجمه:
ترجمه:
وقتی فلیکس از استودیو به خانه آمد، روی کاناپه بودید، دو فرزندتان (نبی 4 و جی هو، 2) قبلا در اتاق هایشان خوابیده بودند که فلیکس به خانه آمد: «من در خانه ام!» او از در گفت
کیتلین: خوش آمدی
فلیکس کفش هایش را در آورد و به سمت شما رفت: «بچه ها خواب هستند؟» او پرسید که در کنار تو (شما) نشسته است
کیتلین: بله آنها خواب هستند
او زمزمه کرد و شما را به دامان خودش کشید «خوب» زیر لب زمزمه کرد و صورتش را به گردن شما فرو کرد
کیتلین: حوصله ام سر رفته
او گفت:« من هم همینطور» و دستانش را دور کمرت پیچید و تورا به او نزدیک کرد، «من یک ایده دارم»
کیتلین: چی؟
پوزخندی زد و در گوش تو (شما) زمزمه کرد «خواهی دید»
ادامه رو میزارم، فعلا دارم باهاش حرف میزنم
وقتی فلیکس از استودیو به خانه آمد، روی کاناپه بودید، دو فرزندتان (نبی 4 و جی هو، 2) قبلا در اتاق هایشان خوابیده بودند که فلیکس به خانه آمد: «من در خانه ام!» او از در گفت
کیتلین: خوش آمدی
فلیکس کفش هایش را در آورد و به سمت شما رفت: «بچه ها خواب هستند؟» او پرسید که در کنار تو (شما) نشسته است
کیتلین: بله آنها خواب هستند
او زمزمه کرد و شما را به دامان خودش کشید «خوب» زیر لب زمزمه کرد و صورتش را به گردن شما فرو کرد
کیتلین: حوصله ام سر رفته
او گفت:« من هم همینطور» و دستانش را دور کمرت پیچید و تورا به او نزدیک کرد، «من یک ایده دارم»
کیتلین: چی؟
پوزخندی زد و در گوش تو (شما) زمزمه کرد «خواهی دید»
ادامه رو میزارم، فعلا دارم باهاش حرف میزنم
- ۳.۱k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط