مثل غارت زده ها هستم و بی بال و پرم

مثل غارت زده ها هستم و بی بال و پرم
سایه لطف شما بود که آمد به سرم...
پدرم کربلایی نشده لطفی کن..
یک شبی من پدرم را به زیارت ببرم
"جاروی خانه ی تو پلک همه نوکر هاست
جارو آنقدر زده این مژه ی رفتگرم...
در سرای تو نظر دادن ما بی ادبی ست
چه نیازی است در این خانه ات اصلا نظرم
من اگر از جلوی خانه تو رد بشوم...
مینشینم که نگهبان بشوم از قمرم
چایی روضه ی تو طعم عسل را دارد
سر حال آمده با چایی ات آقا جگرم
"نَسَب اَندر نَسَبِ من همه نوکر بودند
بهر تو کار کشید از پسرانش پدرم"
از خدا خواسته ام وقت عزاداری تو..
بشکند پای عزاداری ات آخر کمرم

السلام علیک یا ابا عبدالله ع
دیدگاه ها (۱)

همه گفتند حسین و جگرم گفت حسن سینه و دست و سر و چشم ترم گفت ...

🏴🏴🖤🖤همه گفتند حسین و جگرم گفت حسنسینه و دست و سر و چشم ترم گ...

نامه ای را که نوشتم جگرم را سوزاند…. دست من بشکند این بال و...

دوباره آمدم از راه دور سمت حرمسلام حضرت آقا سلام بال و پرمجو...

بسم رب المجانینالذی لا اله الا هوالسلام علیک یا امام الرئوف....

حسین احمدی محجوب شاعر کرمانشاهی

رویا تلخ/ نامادری؟

رستم اله مرادی شاعر مسجدسلیمانی

تصاویرحاج علی مهدوی نژاد فاطمیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط