رمان رز زخمی

رمان رز زخمی 🍷
پارت ۲۶

رضا: ارسلان اون دیگه رفته گریه کردن به دردش نمیخوره.
ارسلان: نمیخوام؛ چرا زودتر نفهمیدم که عاشقش هستم. چرااااااااا(باداد و گریه)
رضا: ارسلان تقسیر تو نبوده سر نوشت اینطوری خواسته.
ارسلان: ازیک طرف مرگ شایان از یک طرف مادم از طرف دیگه مرگ دیانا. آخه این چه زندگیه.
رضا: ارسلان بسه؛ راستی خدمت کارت که بود پیره زنه امروز اومد.
ارسلان: به جهنم.
رضا: بسه دیگه فکر میکنی حال ما خراب نیست.(باداد)
رضا داشت حرف میزد که صدای زنگ گوشیم رفت بالا نگاه کردم دیدم متینه.
قبل از اینکه حرف بزنم. رضا گوشی رو برداشت و جواب داد زد روی اسپیکر تا منم بشنوم:
متین سلام داداش
رضا: سلام(با صدای گرفته و بغضی)
متین: چی شده؟
رضا: دادش با نیکا بیاین به این لوکیشن
(بچه ها نیکا و متین رل هستن)
متین: با.. باشه(هول و دست پاچه)
ارسلان: چرا گفتی بیان.
رضا: بیان بهتره نمی‌تونیم با این حالت ولت کنیم
ارسلان: من وقتی که عشقم مرده و همین امروز فهمیدم که دوسش داشتم دیگه برام هیچکس مهم نیست شما هم خودتونو اذیت نکنید
رضا: ما باید باشیم باهم تو توی روزای سخته همه ی ما پیشمون بودی. ماهم کنارت هستیم.
ارسلان: رضا من اصلاً حوصله این قهرمان بازی تلافی کردنتو ندارم بزار برای یه روز دیگه.
رضا: ا الان داغی نمی‌فهمی اگه ولت کنیم یه کاری دست خودت میدی ما را بدبخت می‌کنه اون وقت ما جواب مادرتو چی بدیم؟
ارسلان: هوفففففففف بسه دیگه.
داشتم حرف میزدم که یهو........
ببخشید دیر گذاشتم.
۱۴لایک ۵تاهم کامنت پارت بعدی.
😘😘😘
دیدگاه ها (۷)

موزیک چت منو دوستم. 🥰به نظرتون بعدی برای کی باشه؟

کدوما؟

میخواهم موزیک چت برم برای دیانا. کی پایه هست؟ اگر یادتون باش...

رمان رز زخمی 🍷پارت ۲۵ممد: هری بابا. ارسلان: باشه.و ااون دوتا...

رمان بغلی من پارت۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳و۱۳۴دیانا: تا نیم ساعت داشتیم با...

رمان بغلی من پارت ۱۳۴و۱۳۵و۱۳۶و۱۳۷ارسلان: آخيش آنقدر وول نخور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط