نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران را

نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران را
هوای تنگ غروب و شب خیابان را

اگر چه پنجره ها را گرفته ای از من

نگیر خلوت گنجشکهای ایوان را

بهار، بی تو در این خانه گل نخواهد داد

هوای عطر تو دیوانه کرده گلدان را

بیا که تابستان، با تو سمت و سو بدهد

نگاه شعله ور آفتابگردان را

تو نیستی غم پاییز را چه خواهم کرد

و بی پرنده گی عصرهای آبان را

سرم به یاد تو گرم است زیر بال خودم

اگر به خانه ام آورده ای زمستان را

بریز! چاره ی این عشق، قهوه ی قجری ست

که چشمهای تو پر کرده اند فنجان را ...!
دیدگاه ها (۱)

ربس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیسترو به تو سجده می کنم در...

شاید از اول نباید عاشق هم می شدیماین درست... اما جدایی اشتبا...

دیشب خدا را دیدم.....گوشه ایی آرام می‌گریست..... منم کنارش ر...

....!!!!

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

📷 دستخط عاشقانه رهبر شهید انقلاب در وصف امام حسین(ع)بسم الله...

بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ڪدامین پنجرہ باید تمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط