چندتا فامیل پیر داشتم همیشه توی عروسیها میومدن میزدن تو پ

چندتا فامیل پیر داشتم همیشه توی عروسیها میومدن میزدن تو پهلوم در گوشم میگفتن:بعدی تویی، بعدی تویی...البته دیگه اینکارو نمیکنن...چون توی مجلسهای ختم، منم باهاشون همین کارو کردم
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻻﻥ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﮔﺮفتم که اگه ﺑﺮﻡ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﻤﻪ ﻏﺮیبه ان! ﻻﻣﺼﺒﺎ! ﯾ...

بدون شرح.خخخخخخ

اینجاس که میگن تنهایی باارزشه چون خالی از آدمای بی ارزشه

ژله تزریقی.البته کار دوستمه

unknown part⁹سوهی: خیلی بیشعوری نارا: تو بیشتر سوهی : خب حال...

آقا من زنده ام!

تظاهر ؟ :))) حتی تظاهر هم نمیکنن :)))ماجرا اینه که چند روز د...

عاف.

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 165♡⁠。⁠)⁩صبح نا...

وقتی عموت بود

رمان عشق مافیا پارت 1 اون یکی پارت ھارو حضو کردم این اصلیہ ا...

I want to love you forever part 2

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط