بہ عِــــشـــْــق

بہ عِــــشـــْــق
شَـــــڪ ڪردم...
اَز زَمانے ڪِہ..

عاشِـــــقانہ عـــِشق وَرزیدم و ظالـــمانہ ظٌلم دیدم..

بہ عِــــشـــْــق
شَـــــڪ ڪردم...
وقتے ڪہ ...
بہ وٌسعَـــت صِداقَــــتم دٌروغ شِنیدَم...

بہ عِــــشـــْــق
شَـــــڪ ڪردم...
وقتے ڪہ ...
خاڪے شُدم امّا آنـــها ڪہ خـــــاڪِ پایم بودند برایـــــَم مَـــــغرور شُـــــدند...
دیدگاه ها (۱)

چند پارتیپارت ۲ از حرف تهیونگ نمی‌تونستم بگذرم.تمام شب فقط ی...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۵

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول : جنگ نرم، به هر گونه ا...

free from the court (p4)

حقیقت پنهان پارت ۳ نامجون : زنده است ولی جین : ولی الان نمی‌...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط