الهی:دارم ازدستت شکایت،عدالت پیشه کن ای بادرایت

الهی:دارم ازدستت شکایت،عدالت پیشه کن ای بادرایت
توکه لیلی به مجنونش ندادی،چراعشقش به قلب اونهادی؟
یکی درنازونعمت غرق گشته،یکی شرمنده پیش خلق گشته
یکی هرآرزوداردبدادی،یکی یک آرزوداردندادی.....
دیدگاه ها (۳)

روی آن شیشه تب دارتورا،ها،کردم/اسم زیبای تورابانفسم جاکردم/ش...

شبی ازسوزخودگفتم قلم رابیابنویس غمهای دلم راقلم گفتا:بروبیما...

شایدهراتفاقی که برام افتادخودش دلیل محکمی دارهوقتی ورق برگشت...

می خورکه شیخ وحافظ ومفتی ومحتسبچون نیک بنگری همه تزویرمیکنند

لیلی:: دیده بودمت...ویل:: چی؟(متعجب)لیلی:: من دختر معمولی ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط