نازنیم بودی و نازت مرا دلگیر کرد

نازنیم بودی و نازت مرا دلگیر کرد

کاش میشد درد دلهای مرا تصویر کرد

هرچه کردم تا بدانی دوستت دارم نشد

تلخی ناباوری هایت دلم را پیر کرد

گرچه مال من نباشی تا ابد میخواهمت

بی تو گفتم مرگ اما مرگ هم تٱخیر کرد...
دیدگاه ها (۴)

ستاره ای شده ام غرق آسمان دلتکه راه عشق کشاندم به کهکشان دلت...

بدجور هوس کرده دلم "ناز"برقصی!در خلوت بی پنجره ام"باز"برقصیم...

مستِ روزی هستم ای جانا که بر دامَت شَوَمدر کنارت مِی بنوشـــ...

چشمت شبیہ چشم غزالی رمیدہ است ایزد بہ جای چشم غزل آفریدہ است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط