Rz prpr

Rz prpr ¹⁶

نامجون: کارای ترخیصشو انجام داد..

با دیدن قیافه پکر یونگی حرفشو ادامه نداد

نامجون: چی شده؟

یونگی: کوک دیشب زنگ زد گفت تو بیمارستان میمونه ولی نیستش گوشیشم جواب نمیده

نامجون: بیا بریم از دکتر بپرسیم کی از بیمارستان رفته

با نامجون به اتاق دکتر رفتیم

نامجون: ببخشید میخواستم بدونم این پسر (عکس کوک رو نشون میده) کی از بیمارستان خارج شده

دکتر: ایشون با دوست پسرشون بیمار شمارو آوردن بیمارستان بعد...

یونگی حرف دکترو قطع کرد و گفت: دوست پسرش؟؟(با تعجب و عصبانیت)

دکتر: بله بعد به بیمار خون دادن بعدش دیگه ندیدیمش

یونگی: امکان ندارع اون اصلا رفیق هم ندارع چه برسه به دوست پسر

دکتر: خب اگه میخوایین دوربینا رو چک کنین

نامجون: بله حتما ما باید بفهمیم که با کی بودن چون ایشون گم شدن

نامجون و یونگی دوربینا رو نگاه کردن
کوک یه پسر ناشناس رو بغل کرد بعدش پسره رفت براش شیر موز آورد به محض اینکه از شیر موز خورد بیهوش شد و دوربین قطع شد

یونگی روی میز کوبید و گفت: اون عوضی داداشمو دزدیده

نامجون: یعنی دوست پسرش بوده؟

یونگی: جین باید بدونه بریم از اون بپرسیم

همه رفتن تو ماشین نشستن

یونگی: جین کوک راجب دوست پسرش باهات حرف نزده؟

جین: خوب یه بار راجب عاشق شدن پرسید وقتی جوابشو دادم گفت عاشق شده و دوست داره به اون شخص فرصت بده و یه بارم که رفته بودیم شهر بازی یهو غیب شد و وقتی ازش پرسیدم کجا بوده گفت پیش کسی که عاشقشه بوده راستی کوک کجاست؟

نامجون: گم شده


جین: چیی

یونگی: شما برید من باید به یکی تلفن کنم

و از ماشین بیرون رفت
دیدگاه ها (۷)

میخواستم پارت آپ کنم ولی حمایتا خیلی کمه آخر شب سر میزنم حما...

Rz prpr ¹⁷شماره هوپی رو گرفتم اون تنها کسی بود که میتونست کو...

افسر پلیس ⁹جیمین بیخیال بحث با یونگی شد و خودشو به تهیونگ رس...

Rz prpr ¹⁵تهیونگ: اون حرفارو زدم چون میخواستم نابودت کنم من ...

Rz prpr ⁴ویو راوی یونگی حس عجیبی داشت یه حسی که انگار این آخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط