مرغی در بالهایش شفت

مرغی در بال‌هایش شِكُفت
زنی در پستان‌هايش
باغی در درختش.
ما در عتابِ تو می‌شكوفيم
در شتابت
ما در كتابِ تو می‌شكوفيم
در دفاع از لبخندِ تو
كه يقين است و باور است.
دريا به جرعه‌ای كه تو از چاه خورده‌ای حسادت می‌کند.

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۳)

نگاه کن ،چه پیر می شوند !رویاهایی که تو را نیافته ،جهان را ت...

نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می گستردآنکه نهال نازک دستانشاز ع...

مرهم زخم های کهنه امکنج لبان توست !بوسه نمی خواهمچیزی بگو .....

کلام ؛ از نگاه تو شکل می‌بنددخوشا نظر بازیا که تو آغاز می‌کن...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط