چندپارتی وقتی برای اینکه لجش رو در بیاریpt

چندپارتی: وقتی برای اینکه لجش رو در بیاری...pt¹

کلید رو توی در چرخوند..وارد خونه شد:"سایو؟ عشقم من اومدمم"
با صدای بلند اینو گفت..براش عجیب بود چرا سایو نیومده استقبالش..همیشه وقتی از کمپانی بر می‌گشت
دوست دخترش با یه لبخند قشنگ میومد سمتش..ولی امروز اینجوری نبود!
کت کرمشو آویزون کرد...چشماشو چرخوند تا بتونه پیداش کنه..به سمت پذیرایی رفت..سایو رو در حالی که روی میل جلوی تلویزیون نشسته بود و پاهاشو تو شکمش جمع کرده بود و دست به سینه نشسته بود و زل زده بود تلویزیون دید..لبخند شیرین و خسته ای زد و نشست کنار دوست دخترش:"عزیزم؟"
دختر جواب نداد و همچنان زل زده بود به تلویزیون
تهیونگ ادامه داد:"عزیزم من اومدما..نمیخوای بغلم کنی تا خستگیم در بره؟؟"
سایو همچنان جواب نمیداد..تهیونگ به صفحه ی تلویزیون نگاهی انداخت ولی چیزی نفهمید..به سایو نزدیک تر شد..دستاشو دور شونه های سایو حلقه کرد:"خوب میدونی فقط تو میتونی خستگیمو در ببری..." صورتشو نزدیک تر اورد که سایو دست های تهیونگ رو پس زد و از جاش بلند شد..تهیونگ دستشو گرفت:"هی..چت شده تو این کارا چیه؟اصلا درک نمیکنم!"
سایو انگاری دیگه نتونست تحمل کنه داد زد:"معلومه تو منو درک نمیکنی! تو اون ع*ف*ر*ی*ت*ه رو درک میکنی!"
تهیونگ که شک شده بود پرسید:"چی..چی میگی؟؟کی رو درک میکنم سایو؟؟"
سایو پوزخند زد:"یه نگاهی به تلویزیون بندازی بد نیست مستر کیم!"
تهیونگ چشماشو به تلویزیون داد..اوه!
پس سایو واسه این عصبی بود!
ادامه دارد...
اگه کوتاه نوشتم برای این بود یذره پارتاش بیشتر بشه
خلاصه که ربات فعاله رفیق
نظرتون برام با ارزشه
هیت و توهین نه نظره و نه قابل احترام...💗
دیدگاه ها (۶۰)

تولدت مبارک https://wisgoon.com/army_girl777 عزیز🩷تک پارتی:و...

چندپارتی: وقتی برای اینکه لجش رو در بیاری...pt²مراسم اهدای ج...

بچه ها خواهشاا این ناشناسو بخونید انگاری نیاز جواب های این ن...

سلام سلامم اینم جواب ناشناساتوننننامیدوارم جواب همرو داده با...

چندپارتی: وقتی برای اینکه لجش رو در بیاری...pt³*بچه ها من یذ...

چندپارتی: وقتی برای اینکه لجش رو در بیاری...pt⁴(end)تهیونگ ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط