وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
از من جزاین هرلحظه فرسودن چه میماند
از من چه میماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه میماند
غیر از که یاری خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه میماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید
از لحظه های رفته روشن چه میماند
از من اگر نورم اگر خورشید اگر دریا
بی تو میان قاب پیراهن چه میماند
بی تو چه فرقی میکند دنیای تنهارا
غیر از غبار و آدم و آهن چه میماند
وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
از شعرو شاعر جزشب و شیون چه میماند
از من جزاین هرلحظه فرسودن چه میماند
از من چه میماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه میماند
غیر از که یاری خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه میماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید
از لحظه های رفته روشن چه میماند
از من اگر نورم اگر خورشید اگر دریا
بی تو میان قاب پیراهن چه میماند
بی تو چه فرقی میکند دنیای تنهارا
غیر از غبار و آدم و آهن چه میماند
وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
از شعرو شاعر جزشب و شیون چه میماند
- ۱.۸k
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط