دیداردوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_32


ــ خب شاید از دست بابایی ناراحت بشه.

&باشه نمیگم

+بیاین اینم نوشیدنی ها.

&مامانی اون آبمیوه رو بده به من.

+باشه.

ــ بیاین یکم قدم بزنیم.

+باش.

ــ جو وون تو بیا بغل من تا بریم.

&باشه اومدم.

جو وون رو بغل کرد.


۳۰مین بعد

+بیاین بریم غذا بخوریم. اونجا یه رستورانه.

ــ باشه بریم.

ویو تو رستوران.

گارسون: چی میل دارید؟

خب حالا یه چیزی گفتن.

ــ‌معلومه خیلی گشنت بود.

+آره خیلی.
ولی غذا ش خیلی خوش مزه بود.

+میری کجا؟

ــ شیر موزاش هم معلومه خیلی خوش مزس.

& بابایی برای منم بخر.

ــ باشه

ادامه دارد..................
دیدگاه ها (۰)

#دیدار_دوباره #پارت_33ــ ا/ت تو چیزی نمیخوای؟+برای منم شیر م...

#دیدار_دوباره #پارت_34ــ نه خیر اون شیر موز من بود که مامانت...

#دیدار_دوباره #پارت_31+آهاــ ا/ت+هومــ نمی‌خواستم حالتو بد ک...

#دیدار_دوباره #پارت_30+اوم زیادم رسمی نبود.ــ خجالتی بودیهنو...

بدون تو p6

صحبت های پسرا تو کنسرت🐨 توکیو! صداتونو برسونید! یه بار دیگه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط