آنگاه که از دنیا بروم چکاوک های سرخ دیار غربت در توابع بر

آنگاه که از دنیا بروم چکاوک های سرخ دیار غربت در توابع برکه ای که در آن گل نیلوفر مرده خواهند گریست ‌.ابرهای سیاه گم شده به جبران تمام نباریدن هایی که در حق چشم های یخ زده شده ‌.خواهند بارید و آنگاه که جسم پوشالیِ منجمد شده در آستانه پوسیده شدن است از مزارِ خاک خورده ام درختچه اقاقیا قد علم می کند . و تو چه می دانی از بودن هایی که به نبودن مبدل می شود ؟ و گل هایی که بوی مرگ می دهند و مرگی که بوی دردش تمام قبرستان را احاطه خواهد کرد .
محی‌نوشت"



پ-ن : کافیه تایم خالی پیدا کنم و بیام تو این اپ تا یکمی سرک بکشم .قشنگ این چند سالی که اینجا بودم میاد ردمی شه و من دیگه حتی اون آدم یکسال پیشم نیستم ‌.
عمیقاً دلم برای تویی که تو ذهنمه و کنارم نیستی تنگ شده .
در کنارش دیگه حال و حوصله آدم جدید ندارم ‌. این اواخر دیگه کافی بود تنهایی شاید بشه گفت چندتا همکلام پیدا کردم ولی مگه می‌شه بشن مثل شما ..
هعی ..
دیگه جایی برای پناه بردن و حس و حالی نیست .
زیاد حرف زدم. کافیه


03;02
دیدگاه ها (۱۹)

جدیدنا بعد از شنیدن یسری حرفا و تحمل یسری دردا دیگه نمی تونم...

تنم نه وطنم درد می کند در ازدحام ترکش هایی که زخم می شوند بر...

من دیگه هیچوقت خوب نمیشم .من دیگه هیچوقت خوب نمیشم..اینا در ...

من خوبم ولی دیروز شیش بار گوشیمو تو اتاقم گم کردم ،من خوبم و...

Fate is predetermined.

ابلیس

چانگبینبعضی موقع ها فکر می‌کنم عشق همون لحظه‌ای هست که تو نف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط