هی باران !

هی باران !
دلت را خوش نکُن به ذوق مردم از باریدنت
این جماعت زمانی تورا میخواهند که برایشان صرف داشته باشی
وقتی دلشان تورا میخواهد که هوا گرم باشد
زمین خُشک باشد

همین که خیسشان کُنی ُ لباسشان کثیف شود
همین که ناخواسته ضرر برسانی
همین که برنامه هایشان را لغو کُنی
تو را به فُحش خواهند کشید
اما نگران نباش !
تو تنها نیستی
رفتارشان با مَن هم شبیه توست !
دیدگاه ها (۱)

هر چه زنگ زدمگوشی را بر نداشتیکاری نداشتمفقط خواستم بگویمامر...

من اشتباه کردمکه بدرقه اش نکردمو حالا هر روز کنار این پنجرها...

امشب از شب های تنهایی سترحمی کن ،بیا....

نشانی ات را کجا پیدا کنممن که در این شهر جز خاطرات تلخ چیزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط