مافیای جذاب من

مافیای جذاب من
p=1

*ویو ا.ت*
بازم با دعوایی مامان و بابام بیدار شدم دیگه برام عادی بود از اتاقم رفتم بیرون که دیدم چندتا مرد با لباسایی مشکی پیش مامان و بابام هستن دیدم مامانم داشت به گریه میکرد بابام هی میگفت "بیدارشد میفرستمش"هیچی از حرفاشون نفهمیدم رفتم پیش مامانم و گفتم

* علامت ا.ت+ علامت جونگکوک_ علامت مامان ا.ت• علامت بابای ا.ت€ *

+سلام مامان چرا داری گریه میکنی
_خودشه؟
€بله
•ا.ت تو باید با ایشون بری
+چرا؟
_بابات تورو به من باخته
+واقعا شوخی خوبی نبود
€ا.ت این شوخی نیست
+(بغض کردم) واقعا از همتون متنفرم
_باش فعلا بیا
+نمیام
_دارم با زبون خوش میگم بیا
+منم دارم با زبون خوش میگم نمیام
_عه اینجوریه؟
+اره
_بیارینش(به بادیگاردهام اشاره دادم بیارنش)
+هی ولم کنین

*ویو جونگکوک*
به بادیگاردام اشاره دادم بیارنش هی جیغ جیغ میکرد نشستم تو ماشین اوردنش کنارم که جیغ جیغاش تموم شد ولی زیادی بچه ست بدون اینکه نگاش کنم گفتم

_چندسالته؟
+14
_زیادی بچه ای(پوزخند)
+باشه جناب بزرگ
_الان داری مسخره میکنی؟(اعصابی)
+نه کی گفته
_خفه شو
+شنا بلدم خفه نمیشم:/
_بچه
+بزرگ

*پرش زمانی تو عمارت جونگکوک*

* علامت اجوما^ علامت یونا~ *

_اجوماااا
^بله ارباب
_این دخترو ببر اتاق یونا تا اتاقش اماده بشه
~سلام ارباب سلام مامان
_سلام یونا
^سلام دخترم یونا این دخترو ببره تو اتاقت تا اتاقش اماده بشه
~چشم
دیدگاه ها (۶)

مافیای جذاب منp=2*ویو یونا*گفتن ارباب یه دختر هم سن من اورده...

مافیای جذاب منp=3&خب چیکارا میکردی تویی این 3سال +دعوا میکرد...

رمان پسر غیرتی پارت 1

عشق مافیا

چند پارتی نامجون درخواستی وقتی بین تو و داداشت فرق میذاشت pa...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط