ﭼِﺸﻤﻮﻧﻢ، ﻓﺎﺻﻠﻪ رو از ﭘﻨﺠﺮه دﻳﺪ ﻣﻴﺰﻧﻪ

ﭼِﺸﻤﻮﻧﻢ، ﻓﺎﺻﻠﻪ رو از ﭘﻨﺠﺮه دﻳﺪ ﻣﻴﺰﻧﻪ
دﻟﻢ اﺳﻢ ﺗﻮ رو فریاد میزنه!
دَرای ﭘﻨﺠﺮه رو ﺗﺎ اِﻧﺘﻬﺎ ﺑﺎز می‌کنم
ﺗـﻮو خیالم
ﺑﺎ تو
پرواز می‌کنم...
#سیاوش_قمیشی
دیدگاه ها (۱)

بیا، که ماسپر انداختیماگر جنگ است... #سعدی

زردی من از تو ...

ما جوون که بودیم، ته غذاهای فرنگی موجود در تهران دیگه سالاد ...

... + چرا سرگردونی؟ - سرگردون؟ خیره شدم. + به چی؟ - خیره‌م. ...

امشب وقتی اسمون رو نگاه میکنم تو رو میبینم تو اسمون که دار...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط