ادامه پارت عاشق روانی

ادامه پارت۹ عاشق روانی
که یهو دستی دور کمرم حلقه شد فهمیدم جانگ کوک بود سرش رو گذاشت پشتم و منو کشید
ات: یاااااا مگه نمیبینی دارم ظرف میشورم
کوک: هیس من بعدا میشورم فرشته کوچولو من ات: باشه( ۳ساعت بعد)
خیلی خوابم میامد دوباره دراز کشیدم رو کاناپه
کوک :چیکار میکنی ات :دارم میخوابم که کوک آمد براید استایل بغلم کرد و برد تو اتاق من گذاشت رو تخت و تیشرتش و دراورد
ات: یاااااا چیکار میکنی؟کوک :من موقع خواب لباسم و درمیارم
ات: خب الان من اینجام کوک: خب باش باید عادت کنی لباسش و دراورد فقط با شرتک بود اومد کنارم خوابید دستاش رو دورم حلقه و منو کشید تو بغلش خیلی خوب بود دستام رو سیسپکاش بود که معذب شدم از خجالت لپام سرخ شده بود کوک: میگم ات لباس زیر تنته ات: آ...آره چطو....چطور؟یهو چشماش و باز کرد و روم خیمه زد و دکمه های لباسم رو باز کرد و دستاش و برد پشتم و قفل سوتینم وباز کرد و سوتین و از تنم دراورد زل زده بود به سینم چشماش برق میزد که یهو شروع کرد به مک زدن منم هی ناله میکردم خیلی لذت بخشه تو عمرم آنقدر لذت تجربه نکرده بودم که ول کرد دکمه های لباسم رو بستم کوک: چرا بستی ؟ات :خب چرا اینکارو باهام میکنی کوک: ...

بچه ها تا الان شرط نداشت ولی از الان به بعد بعضی پارت ها شرط داره
شرط: ۱۰ تا لایک ۱۰ تا کامنت
دیدگاه ها (۲۱)

از کدوم قسمت ؟

بچه ها از کجای خودم عکس بزارم توی کامنتا بگید

پارت ۹عاشق روانی که کوک بلند شد و خودمون رو شستیم رفتیم بيرو...

عشق من فالو شه اگه فالو نداری فالو کن خیلیییییییییییییی خوبه...

ات: چیه؟ کوک: من نمیتونم صبر کنم تا آخر هفته...لطفاااااات: ک...

Part :44دستاش رو دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش چسبوند .×حا...

وقتی ات به کوک مشت میزد . به عضله هاش دستاش درد می گرفت . کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط