چای می نوشیدم ... یکباره دلتنگت شدم بغض کردم واشک درچشمان

چای می نوشیدم ... یکباره دلتنگت شدم بغض کردم واشک درچشمانم حلقه زد...همه باتعجب نگاهم کردند! لبخندتلخی زدم وگفتم«چقدر داغ بود» . . . . ! ! !
دیدگاه ها (۲۴)

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_26لرزون بلند شد+ک..کیو میگی؟...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

نماد مرگ پارت شیشم

پارت پنجم | نگاه اولپارک لارامیچا دستم رو گرفت و از بین آدم‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط