تا تو الهام منی، حادثه‌ ی یک غزلم

تا تو الهام منی، حادثه‌ ی یک غزلم
تو پر از قافیه و من فعلاتن فعلم

من و لب های تو نه، نیشکری طعم عسل
من همان راوی شیرینی طعم عسلم

"من در این خانه به گم نامی نمناک علف"
راوی خسته دلی در ضربان گسلم

تو پر از جاذبه ی شعر اهورایی و من
من که در شاعری و از تو نوشتن مثلم

گفتم از طعم عسل، خاطره ها مثل قدیم..
کاش می شد که اگر باز بیایی بغلم
دیدگاه ها (۸)

مداد : متاسفمپاک کن : چرا ؟تو هیچ کار اشتباهی نکردیمداد :متا...

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کردافکند سر به زیر، حیا را به...

حکایت اَستر و اُشتر استری و شتری با هم دوست بودند، روزی استر...

دلبرم رفت و دلم رفت به دنبال دلشاو به دنبال رقیب و دل به دنب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط