+why me?
+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.92
(از زبون ا.ت)
بارون ملایم میبارید. من زانو زدم جلوی سنگ قبر ساده و سیاه. فقط اسم جونگ کوک روش نوشته شده بود و یه خط کوچیک: که حتی تو مرگ هم ول نکرد.
دستامو روی سنگ سرد گذاشتم. انگار هنوز گرمای بدنش رو یادم میاومد. اشکام بیوقفه میریخت، ولی این بار سعی نکردم جلوشو بگیرم.
(با صدای شکسته و پر از درد)
+ اومدم... بالاخره اومدم کوک. شش ماه طول کشید تا جرات کنم بیام اینجا. شش ماه هر شب گریه کردم، هر شب نامهتو خوندم، هر شب بهت فکر کردم تا جایی که دیوونه شدم.
پیشونیمو به سنگ چسبوندم و هقهقم شدیدتر شد.
(گریه شدید)
+ من عاشقتم... حالا دیگه میتونم بلند بگم. عاشقتم جونگ کوک. اون شب تو رودخونه، وقتی زخمی بودی و هنوز منو محکم بغل کرده بودی، یه چیزی تو دلم شکست. بعدش هر شب یاد بوسه کوچیکت میافتادم. یاد اینکه چطور حتی وقتی داشتی میمردی، هنوز منو ول نکردی. من عاشق اون جونگ کوک وحشی و خطرناک شدم... عاشق همون مردی که زندگیمو نابود کرد و بعد خودش رو هم نابود کرد.
اشکام روی سنگ میچکید.
(صدای گرفته و پر حسرت)
+ چرا اینقدر دیر فهمیدم؟ چرا وقتی داشتم کمکم بهت عادت میکردم، وقتی داشتم کمکم دیگه ازت نمیترسیدم، رفتی؟ من هنوز بهت نگفتم که... که دیگه از بغلت نمیترسم. هنوز بهت نگفتم که گاهی شبها دلم برات تنگ میشه. هنوز بهت نگفتم که وقتی نامهتو میخونم، قلبم درد میگیره چون دیگه هیچوقت نمیتونم بهت بگم "منم عاشقتم".
من برای لحظهای ساکت شدم و فقط گریه کردم. بارون ملایم روی صورتم میریخت.
(با صدای خفه)
+ همه چیز رو به نام من کردی... ثروت، قدرت، همه چی... ولی من هیچکدومشو نمیخوام. من فقط تو رو میخوام. فقط یه شب دیگه میخوام بغلم کنی و بگی "پرنسس". فقط یه بار دیگه میخوام صداتو بشنوم، حتی اگه دعوا کنیم. حتی اگه فحشم بدی... فقط برگرد...
من سنگ رو محکم بغل کردم، مثل اینکه دارم خود جونگ کوک رو بغل میکنم.
(هقهق شدید)
+ من هنوز نبخشیدمت کامل... هنوز گاهی کابوس میبینم... ولی خدا میدونه چقدر عاشقتم. چقدر دلم برات تنگ شده. اگه اون بالا هستی، بدون که من هر شب بهت فکر میکنم. هر شب. و هر شب به خودم میگم "کاش زنده بودی، کاش میتونستم بگم دوستت دارم".
من برای مدت طولانی اونجا موندم. بارون شدیدتر شد، ولی تکان نخوردم. فقط بغل سنگ گریه کردم. گریهای که شش ماه تو وجودم حبس شده بود.
(زیر لب، با تمام وجود)
+ دوستت دارم جونگ کوک... خیلی دیر... ولی دوستت دارم...........
ادامه دارد.........
-I shouldn't fall in love with you
p.92
(از زبون ا.ت)
بارون ملایم میبارید. من زانو زدم جلوی سنگ قبر ساده و سیاه. فقط اسم جونگ کوک روش نوشته شده بود و یه خط کوچیک: که حتی تو مرگ هم ول نکرد.
دستامو روی سنگ سرد گذاشتم. انگار هنوز گرمای بدنش رو یادم میاومد. اشکام بیوقفه میریخت، ولی این بار سعی نکردم جلوشو بگیرم.
(با صدای شکسته و پر از درد)
+ اومدم... بالاخره اومدم کوک. شش ماه طول کشید تا جرات کنم بیام اینجا. شش ماه هر شب گریه کردم، هر شب نامهتو خوندم، هر شب بهت فکر کردم تا جایی که دیوونه شدم.
پیشونیمو به سنگ چسبوندم و هقهقم شدیدتر شد.
(گریه شدید)
+ من عاشقتم... حالا دیگه میتونم بلند بگم. عاشقتم جونگ کوک. اون شب تو رودخونه، وقتی زخمی بودی و هنوز منو محکم بغل کرده بودی، یه چیزی تو دلم شکست. بعدش هر شب یاد بوسه کوچیکت میافتادم. یاد اینکه چطور حتی وقتی داشتی میمردی، هنوز منو ول نکردی. من عاشق اون جونگ کوک وحشی و خطرناک شدم... عاشق همون مردی که زندگیمو نابود کرد و بعد خودش رو هم نابود کرد.
اشکام روی سنگ میچکید.
(صدای گرفته و پر حسرت)
+ چرا اینقدر دیر فهمیدم؟ چرا وقتی داشتم کمکم بهت عادت میکردم، وقتی داشتم کمکم دیگه ازت نمیترسیدم، رفتی؟ من هنوز بهت نگفتم که... که دیگه از بغلت نمیترسم. هنوز بهت نگفتم که گاهی شبها دلم برات تنگ میشه. هنوز بهت نگفتم که وقتی نامهتو میخونم، قلبم درد میگیره چون دیگه هیچوقت نمیتونم بهت بگم "منم عاشقتم".
من برای لحظهای ساکت شدم و فقط گریه کردم. بارون ملایم روی صورتم میریخت.
(با صدای خفه)
+ همه چیز رو به نام من کردی... ثروت، قدرت، همه چی... ولی من هیچکدومشو نمیخوام. من فقط تو رو میخوام. فقط یه شب دیگه میخوام بغلم کنی و بگی "پرنسس". فقط یه بار دیگه میخوام صداتو بشنوم، حتی اگه دعوا کنیم. حتی اگه فحشم بدی... فقط برگرد...
من سنگ رو محکم بغل کردم، مثل اینکه دارم خود جونگ کوک رو بغل میکنم.
(هقهق شدید)
+ من هنوز نبخشیدمت کامل... هنوز گاهی کابوس میبینم... ولی خدا میدونه چقدر عاشقتم. چقدر دلم برات تنگ شده. اگه اون بالا هستی، بدون که من هر شب بهت فکر میکنم. هر شب. و هر شب به خودم میگم "کاش زنده بودی، کاش میتونستم بگم دوستت دارم".
من برای مدت طولانی اونجا موندم. بارون شدیدتر شد، ولی تکان نخوردم. فقط بغل سنگ گریه کردم. گریهای که شش ماه تو وجودم حبس شده بود.
(زیر لب، با تمام وجود)
+ دوستت دارم جونگ کوک... خیلی دیر... ولی دوستت دارم...........
ادامه دارد.........
- ۱.۳k
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط