### **ستاره‌های دو قلب**

### **ستاره‌های دو قلب**
### **Part 22:

**از زبون دامیان:**
شام خانوادگی تو عمارت دزموند، لوئد و یور اومدن. یوری هنوز مشکوک: "دامیان، مراقب باش!" خندیدم، آنیا دستمو فشرد. ملیندا غذا سرو کرد، دونووان نطق: "اتحاد ما شکست‌ناپذیره." بوسه‌ای دزدیدم از آنیا!

**از زبون آنیا:**
یور بغلم کرد، بابا لوید چشمک زد: "عشق واقعی." دیمین جوک گفت، همه خندیدن. دامیان زمزمه کرد: "برای همیشه."

**از زبون دیمین:**
ایمان و امیل بیرون نگهبانی. عالی بود و نگهبانیتون خیلی عالی بود!

**از زبون ملیندا:**
"خوشبختی کامل و اون دوتا یک خوشبختی خیلی کامل رو ترجمه میکنند."

**از زبون دونووان:**
"به سلامتی قهرمانامون و به سلامتی عشق هامون."

**از زبون نویسنده:**
شام پیوندها رو محکم کرد، عشق دامیان و آنیا قلب همه رو برد. آرامش قبل طوفان بود یعنی چی میشه بنظرتون دامیان و آنیا جدا میشن یا به هم میرسن!
دیدگاه ها (۲)

من دامیانم و بکیم💕😁🙃

### **ستاره‌های دو قلب** ### **Part 23 **از زبون دامیان:** ...

ستاره‌های دو قلب Part 21: **از زبون دامیان:** تو کلاس، آقا...

ستاره‌های دو قلب Part 20**از زبون دامیان:** نصفه‌شب، صدای ...

ستاره‌های دو قلب Part 16: **از زبون دامیان:** *شب مهمانی، ...

ستاره‌های دو قلب Part 10: **از زبون دامیان دیزر:** *نیمه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط