𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}
𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟲𝟱


سوهون با ناباوری به کفش‌های ساتن صورتی‌رنگ زل زده بود؛ کفش‌هایی که بندهایشان دور مچ پاهای زخمی ا.ت گره می‌خوردند، حالا راز یک ساله اش رو برملا کرده بودند.

فک سوهون از شدت خشم منقبض شد. کفش‌ها رو محکم تو مشتش فشرد و با قدم‌هایی بلند و شتاب‌زده از اتاق بیرون اومد.

صدای کوبیده شدن قدم‌هاش روی پارکت، مادرش رو که تو آشپزخانه بود، سراسیمه بیرون کشید.

سوهون کفش‌ها رو با شتاب روی میز کوبید و فریاد زد:
سوهون: مامان! اینا چیه؟ ها؟! نگاه کن! این آشغال‌ها زیر تخت ا.ت چیکار می‌کردن؟

می‌سوک با دیدن پوان‌های باله، لیوان آب از دستش رها شد و روی زمین شکست. دستش رو جلوی دهنش گذاشت، چشماش از وحشت باز شد و عقب رفت.

می‌سوک: نه... نه، امکان نداره! اون به ما قول داد... اون گفت سمت باله نمیره!

سوهون: قول؟ تو هنوزم اونو نمی‌شناسی مامان؟ اون داره همه‌ی ما رو بازی میده!

سوهون منتظر گریه‌های مادرش نموند. سوئیچ ماشینش رو چنگ زد و از خونه بیرون پرید.

مغزش از فرط عصبانیت قفل شده بود.
با بیشترین سرعت ممکن رانندگی کرد تا به کتابخونه‌ی مرکزی، همون‌جایی که ا.ت ادعا می‌کرد تا عصر درس می‌خوند، رسید.

با عصبانیت وارد شد و بدون هیچ احترامی، خودش رو به مسئول پذیرش رسوند.

سوهون: هوانگ ا.ت...بگردید ببینید امروز یا روزهای قبل اینجا پذیرش داشته؟ سوابق حضورش رو برام در بیارید!

مسئول کتابخونه با ترس سیستم رو چک کرد و سرش رو تکون داد:
_آقا... هوانگ ا.ت؟ آخرین بار هفت ماه پیش اینجا کارت کشیده. تو این چند ماه اصلا پاش رو هم اینجا نذاشته!


سوهون پوزخند تلخی زد. دستش رو لای موهاش کشید و زیر لب غرید:
سوهون: دختره‌ی احمقِ فریبکار...

دوباره به خونه برگشت و وارد اتاق ا.ت شد.

بدون هیچ ملاحظه‌ای شروع کرد به زیر و رو کردن اتاق.

می‌سوک: شاید ا.ت یه توضیحی داشته باشه..

سوهون خندید..
سوهون: حتما داره..

کتاب‌های پزشکی رو روی زمین پرت کرد، کشوها رو بیرون کشید و لباس‌ها رو مچاله کرد.

هر گوشه رو چنگ می‌زد تا مدرک بیشتری پیدا کنه.

می‌سوک: بس کن داری وسایلش رو بهم می‌ریزی..

سوهون: اون از اول بهمون دروغ گفته..

می‌سوک: دروغ؟ مطمئن نیستیم..

سوهون: الان مطمئن میشیم..

ناگهان چشمش به کیف دستی قدیمی ا.ت افتاد.

زیپش رو باز کرد و از داخلش، یک مجله‌ی براق با طرح برجسته بیرون کشید.

روی جلد با خط درشت نوشته شده بود:
"مسابقات بین‌المللی باله مدرن - پاریس"


سوهون مجله رو تو دستش مچاله کرد. رگ‌های گردنش از شدت خشم بیرون زده بودند.

شرط : ۱۰۰ کامنت
دیدگاه ها (۱۰۳)

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟲𝟲گوشی‌ش رو برداشت و شماره‌ی...

فیک نویس

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟲𝟰وقتی به خونه رسیدم، انتظار...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟲𝟯[ویو تهیونگ]دو ماه.و هنوز ...

پارت ۱۳: عمو های من مافیان

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

پارت ۱۴: عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط