با او که گل آورده دم شیشه ی ماشین

با او که گل آورده دم شیشه ی ماشین
از لذت این شُرشُر باران چه بگویم ؟!
#مهدی_فرجی
دیدگاه ها (۱۱)

او نمیدانستدر جایی آن سوی مرزهادر جنگ در فقر در رنجکودکان هم...

با دستگیری چگوارا در اخرین پناهگاهشازچوپانی که او را لو داده...

نه به چاهی نه به دام هوسی افتادهدلم انگار فقط یاد کسی افتاده...

من در عَجَبَم ز مِی‌ْفروشان، کایشانبِهْ ز آنکه فروشند، چه خو...

این مامان مگه چند نفره که باید این همه کار انجام بدهدم همه ...

به وقت بامداد ۱۴۰۵/۵/۱ و باران دل انگیز وسط تابستونو بوی مطب...

گلدونهای شیشه ای ساده یا حتی شیشه های رب گوجه و خیارسور رو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط