آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁷²
ویو ات
مشتی به دستش زدم
آنا:چته روانی؟؟
ات:شما ها عکاسی رفتین به من نگفتین؟؟؟
آنا:چی؟؟
دستشو کشید و یه بیلبور بزرگ رو بهم نشون داد
ات:این پس چیه؟؟
ویو آنا
تو شوک بودم؛این همون عکسی بود که اونروز روی تهیونگ افتاده بودم
آنا:این..این چرا اینجاس؟؟؟؟؟
ات:هه،از من میپرسی؟
آلیسا:کلک چیکار کردین(چشمک)
آنا:باور کن تقصیر من نیست
همون لحظه ماشین ها حرکت کردن و ما بدون حرف به کمپانی رسیدیم
پیاده شدیم و به سمت در ورودی رفتیم
جین:اوه،دخترا رو نگاه!!!
همه با حرف جین به سمت ما برگشتن،نگاهم به تهیونگ افتاد که با لبخند داشت نگام میکرد،سرمو پایین آوردم و لبخندی زدم
ات:لطفا عکس نگیرید
جیمین:اعتماد به نفس رو
ات:الگوم تو زندگیم ورد واید هندسامه
جین دستی زد
جین:عالی تو دختر
به سمت جیهوپ رفتم که دستمو گرفت و بوسه ای روی دستم زد
جیهوپ:سلام پرنسس!
جین:اووووو اینجا رو!!!
همه به سمت ما برگشتن،آلیسا داشت ریز ریز میخندید که جونگ کوک نزدیکش شد و
ادامه دارد...
پارت⁷²
ویو ات
مشتی به دستش زدم
آنا:چته روانی؟؟
ات:شما ها عکاسی رفتین به من نگفتین؟؟؟
آنا:چی؟؟
دستشو کشید و یه بیلبور بزرگ رو بهم نشون داد
ات:این پس چیه؟؟
ویو آنا
تو شوک بودم؛این همون عکسی بود که اونروز روی تهیونگ افتاده بودم
آنا:این..این چرا اینجاس؟؟؟؟؟
ات:هه،از من میپرسی؟
آلیسا:کلک چیکار کردین(چشمک)
آنا:باور کن تقصیر من نیست
همون لحظه ماشین ها حرکت کردن و ما بدون حرف به کمپانی رسیدیم
پیاده شدیم و به سمت در ورودی رفتیم
جین:اوه،دخترا رو نگاه!!!
همه با حرف جین به سمت ما برگشتن،نگاهم به تهیونگ افتاد که با لبخند داشت نگام میکرد،سرمو پایین آوردم و لبخندی زدم
ات:لطفا عکس نگیرید
جیمین:اعتماد به نفس رو
ات:الگوم تو زندگیم ورد واید هندسامه
جین دستی زد
جین:عالی تو دختر
به سمت جیهوپ رفتم که دستمو گرفت و بوسه ای روی دستم زد
جیهوپ:سلام پرنسس!
جین:اووووو اینجا رو!!!
همه به سمت ما برگشتن،آلیسا داشت ریز ریز میخندید که جونگ کوک نزدیکش شد و
ادامه دارد...
- ۱۲۷
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط