Knife Dead

Knife Dead
…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۷…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ


(اسلاید دو لباس خواب )


ات: جونکوکم !
روی تخت نشسته و منتظر جونکوک که پیراهن اش را می‌کشید و نگاهی ریزی به همسر حامله اش انداخت
جونکوک : بله
دخترک با سختی روپش قرمز رنگ را کشید و پایین تخت انداخت نگاهی به روپوش انداخت کمی شلخته شد ولی اون دختری بود که بچه در شکم داشت پس آروم دراز کشید
ات: خواهر دا کیونگ و جوهیوک خیلی صمیمی‌ شدن مگه نه
جونکوک روی تخت نشست و چراغ ها را خاموش کرد کنار معشوق خوشگل دراز کشید و دخترک بلافاصله سمتش چرخید ..
جونکوک: آره خوب شد که ازدواج کردن از اول قصدم همین بود که دا کیونگ با جوهیوک ازدواج کنه می‌دونی که من یه مافیا هستم خانوادم باید زیر باله خودم نگهدارم
دخترک دستش را نوازش وار روی سینه برهنه معشوق اش گذاشت و آروم گفت
ات: یه روزی دخترمون هم مافیا میشه ؟
جونکوک: آره چطور ؟
دخترک لبخندی رو و به آرامی سرش را روی سینه اش گذاشت
ات: خیلی خوب میشه ... قوی مثل پدرش ...... جونکوک دستش را نوازش وار دوره کمرش حلقه کرد و بوسی رو شقیقه دخترک گذاشت و دیگر هیچگونه حرفی نگفتن جونکوک به یاد آورد که فردا روز تولد فراریش بود لبخندی زد و به فکر کردن اینکه باید صبح زود بیدار بشه و یک چشن زیبا را در عمارت برپا کند همچنان صبح زیبا ای در پیش داشتن ولی انگار سرنوشت چیز دیگری میخواست ...

با حس تکون خوردن بچه تو شکم اش اخمی میان پیشانی اش نشست و آروم از پلهو به آن پهلو شد پلک از رو هم برداشت و نبود جونکوک را دید کمی کلافه سرش را بلند کرد و آرنج اش را روی تخت گذاشت تا راحت تر بنشیند زمزمه کنان گفت ( آخه این وقت صبح کجا رفته )
آروم پاهایش را از روی تخت انداخت و مشغول پوشیدن کفش هایش شد بعد از بلند شدن از روی تخت سمته حمام رفت دست و صورتش را شست و بعد از خوشک کردنش از حمام بیرون آمد سپس با قدم های اهسته سمته کمد لباس هایش رفت بدن اش به شدت کوفته و خسته بود تنها یک لباس بلند تا زیر زانو و گشاد که کله بدنش را پوشانده بود بعد از درآوردن آن پیراهن خواب تعویض اش کرد با آن لباس مشکی رنگ شانه را برداشت و نگاه کلافه ای به صندلی اجلو آینه انداخت

بح عجب لباسی من که خوشم اومد
دیدگاه ها (۳)

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۸ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ(نه ول کن ) لبه تخت ن...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۹…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷکم کم آن گونه های تپل ...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۵ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ( اسلاید ۲ لباسه ات )...

ادامه پارت قبل جونکوک: جئون ات گوش بده به فکر این نباشید که ...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط