بی گُلِ رویت شمیمِ یاس ، میخواهم چکار ؟!

بی گُلِ رویت شمیمِ یاس ، میخواهم چکار ؟!

دست های خالی از احساس می خواهم چکار ؟!

می شود خورشید ، ماتِ روشنای چشمِ تو

کوهِ نور م ، بی تو من الماس می خواهم چکار ؟!

هرچه دارم چلّه ی ابریشمِ موهایِ توست

در غیابِ اطلس ات ، کرباس ، میخواهم چکار؟!

هرکسی برشانه ات افشان ببیند ، کُپ کند

ساقه های گندم ات را داس می خواهم چکار ؟!

ساخت کارم جفت هشتِ ابروانت ، فتنه گر

سبزپوشم ، جفت شش با تاس می خواهم چکار ؟!

غیرتم گل می کند ، هر بار نامت می برم

عشقِ من ، بی تو دلِ حسّاس می خواهم چکار ؟!
دیدگاه ها (۱)

از روی مهر با من دلخسته یار شوپاییز کوچه های دلم را بهار شوا...

ﻣﺎ ﻗﻤﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺧﺘﯿﻢﺩﺳﺖ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﺎﺱ ﺍﻧ...

یک شاخه عشق می‌دهمت ، بو نمی‌کنیدیوانه‌ای تو هم به خدا ، رو ...

.من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنمیا که با خودخواهیم از زندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط