بی گُلِ رویت شمیمِ یاس ، میخواهم چکار ؟!
بی گُلِ رویت شمیمِ یاس ، میخواهم چکار ؟!
دست های خالی از احساس می خواهم چکار ؟!
می شود خورشید ، ماتِ روشنای چشمِ تو
کوهِ نور م ، بی تو من الماس می خواهم چکار ؟!
هرچه دارم چلّه ی ابریشمِ موهایِ توست
در غیابِ اطلس ات ، کرباس ، میخواهم چکار؟!
هرکسی برشانه ات افشان ببیند ، کُپ کند
ساقه های گندم ات را داس می خواهم چکار ؟!
ساخت کارم جفت هشتِ ابروانت ، فتنه گر
سبزپوشم ، جفت شش با تاس می خواهم چکار ؟!
غیرتم گل می کند ، هر بار نامت می برم
عشقِ من ، بی تو دلِ حسّاس می خواهم چکار ؟!
دست های خالی از احساس می خواهم چکار ؟!
می شود خورشید ، ماتِ روشنای چشمِ تو
کوهِ نور م ، بی تو من الماس می خواهم چکار ؟!
هرچه دارم چلّه ی ابریشمِ موهایِ توست
در غیابِ اطلس ات ، کرباس ، میخواهم چکار؟!
هرکسی برشانه ات افشان ببیند ، کُپ کند
ساقه های گندم ات را داس می خواهم چکار ؟!
ساخت کارم جفت هشتِ ابروانت ، فتنه گر
سبزپوشم ، جفت شش با تاس می خواهم چکار ؟!
غیرتم گل می کند ، هر بار نامت می برم
عشقِ من ، بی تو دلِ حسّاس می خواهم چکار ؟!
- ۱.۱k
- ۲۴ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط